پيوندها
برای سفارش کتاب از طریق اینترنت

اينجا را كليك كنيد

کسانی که مایل به خرید کتاب رنگین کمان عشق
هستند .می توانند این کتاب را از کتابفروشی
چشمه واقع در زیر پل کریمخان زند تهیه نمایند.
همینطور می توان با تماس با انتشارات رادان
تحریر کتاب را با پست مجانی تهیه کرد
شماره تلفن تماس با انتشارات رادان تحریر
88917132 -88906868
مهتاب كرانشه
استفاده از مطالب این سایت با اطلاع نویسنده و یا لینک مستقیم بلامانع است
داستان



خواستگاری

همه جا تمیز و براق است. صدای قل قل کتری از آشپزخانه میاید. این صدا را دوست دارم . چای دم
کرده ام چه چای ای خوش عطر و خوش بو. دامن آبی راه راه و بلوز سرمه ای ام را پوشیده ام با
جوراب های نایلون رنگ پا. چادر گل دار را هم سر کرده ام
ظرف میوه را روی میزگذاشته ام و پیش دستی های یک جوررا درکنارش
کمی دلشوره دارم. تا آمدنشان وموعد قراریک ساعتی وقت هست. خودم را که در آینه می بینم ای... بد
نیستم
چرخی در دور و بر می زنم .چشمم به گوشه ی مبل می افتد که روکش اش حسابی نخ نما شده است .دو
سالی است که اینها را از مغازه دست دوم فروشی سر کوچه خریده ام .دیگر وقت عوض کردن اشان
شده است.اگر خدا بخواهد و معامله سر بگیرد این خانه ازاین کهنگی بیرون می آید

ادامه  داستان

sylvia plat

Mirror

I am silver and exact. I have no
preconceptions.
What ever you see I swallow immediately
Just as it is, unmisted by love or dislike.
I am not cruel, only truthful---
The eye of a little god, four-cornered.
Most of the time I meditate on the opposite
wall.
It is pink, with speckles. I have looked at it so
long
I think it is a part of my heart. But it flickers.
Faces and darkness separate us over and
over.
Now I am a lake. A woman bends over me,
Searching my reaches for what she really is.
Then she turns to those liars, the candles or
the moon.
I see her back, and reflect it faithfully.
She rewards me with tears and an agitation
of hands.
I am important to her. She comes and goes.
Each morning it is her face that replaces the
darkness.
In me she has drowned a young girl, and in
me an old woman
Rises toward her day after day, like a terrible
fish.
برگردان شعری از سیلویا پلات

مهتاب کرانشه
سیلویا پلات

آینه

نقره ای وکامل ام . بدون پیش داوری
هرچه ببینی فوری فرومی بلعم
بدون غباری از عشق و نفرت٬همانگونه که هست
ستمگرنیستم . فقط راست می گویم
همچون چشم خدایی کوچک با چهار گوشه
مدت های طولانی به روی دیوار صورتی روبرو عمیق
می شوم
وچشم می دوزم  برای زمانی دراز
خیال می کنم تکه ای از قلب من است که سوسو می زند
چهره ها و تاریکی  پی درپی فاصله می اندازند بین ما
اکنون من یک دریاچه ام . زنی به رویم خم می شود
وحقیقت بودنش را از تمامیت ام می طلبد
پس متمال به سوی دروغ گویان می شود - شمع ها و یا
ماه
گذشته اش را می بینم وصادقانه نشان می دهم
پاداش او برایم اشک ها وپریشانی دست هایش است
من برایش اهمیت دارم .می آید و می رود
هر صبح گاه این چهره ی اوست که به جای تاریکی می
نشیند
در من دختری غرق شده است وپیرزن درونم
هرروز چون ماهی ای ترسناک
خیز برمی دارد به سوی اش
شعری تازه

چه کسی
آبی را به شدت بارید؟
...
کسی بود
کسی هست
کسی که از آسمان تهی ست
کسی که آواز باران
صدای سردی زمستان
در خنده های چه می شود کرد؟
امروزهم باید بگذرد
بگذاردیوانه وار
باشم
...

کامل بخوانید
دو شعر از کتاب رنگین کمان عشق



حس سبز اندوه

تو با یک اتفاق نیامدی
تو از ابتدای خلقت با من بودی
از ابتدای تاریخ

ای حس سبز اندوه
شادمانه ترین تلخی روزگار

چشمانم را از تابش نورت سوزاندی
و در جانم خانه کردی

با خودم حرف ها زدم
کلمات پراکنده ی گنگ
و انگاه به تو رسید م
از تو پر شدم
آری از تو
ای سبز ترین درد خواستنی
ای حس سبز اندوه

----------------------------------------

دوست بدار

زندگی در ذهنم
تنها تکرار این جمله است :  دوست بدار

اسمم را عشق بگذار
صدایم کن به نام مهر

بگذار در این تکرار
          بزرگ شوم
                و به اسمان برسم

بگذار دوست بدارم
ودر این بی انتها
پیش روم
        تا هرگز تمام نشوم

صدایم کن به نام مهر