پيوندها
برای سفارش کتاب از طریق اینترنت

اينجا را كليك كنيد

کسانی که مایل به خرید کتاب رنگین کمان عشق
هستند .می توانند این کتاب را از کتابفروشی
چشمه واقع در زیر پل کریمخان زند تهیه نمایند.
همینطور می توان با تماس با انتشارات رادان
تحریر کتاب را با پست مجانی تهیه کرد
شماره تلفن تماس با انتشارات رادان تحریر
88917132 -88906868
مهتاب كرانشه
استفاده از مطالب این سایت با اطلاع نویسنده و یا لینک مستقیم بلامانع است
چند شعر کوتاه

باد آوردش
سر خوردروی این حرف ها
شعر شد
زمان شکست
قطره شد
فرو چکید
آرام
در خودش فرو رفت


*****************

نفس می کشدم در خود
پوست می اندازد روحم
رنگ ها را می بلعم
سبز می شوم
باور کنید
شانه هایم
وصل به هیچ خاشاکی نیست


******************

زن  ته نشین شده در تن ام
از سکون حرف ها
بیرون رفت
آواز شد
باد شد
بخار شد
در تن دیروز نشست

*****************
داستان



خواستگاری

همه جا تمیز و براق است. صدای قل قل کتری از آشپزخانه میاید. این صدا را دوست دارم . چای دم
کرده ام چه چای ای خوش عطر و خوش بو. دامن آبی راه راه و بلوز سرمه ای ام را پوشیده ام با
جوراب های نایلون رنگ پا. چادر گل دار را هم سر کرده ام
ظرف میوه را روی میزگذاشته ام و پیش دستی های یک جوررا درکنارش
کمی دلشوره دارم. تا آمدنشان وموعد قراریک ساعتی وقت هست. خودم را که در آینه می بینم ای... بد
نیستم
چرخی در دور و بر می زنم .چشمم به گوشه ی مبل می افتد که روکش اش حسابی نخ نما شده است .دو
سالی است که اینها را از مغازه دست دوم فروشی سر کوچه خریده ام .دیگر وقت عوض کردن اشان
شده است.اگر خدا بخواهد و معامله سر بگیرد این خانه ازاین کهنگی بیرون می آید

ادامه  داستان

sylvia plat

Mirror

I am silver and exact. I have no
preconceptions.
What ever you see I swallow immediately
Just as it is, unmisted by love or dislike.
I am not cruel, only truthful---
The eye of a little god, four-cornered.
Most of the time I meditate on the opposite
wall.
It is pink, with speckles. I have looked at it so
long
I think it is a part of my heart. But it flickers.
Faces and darkness separate us over and
over.
Now I am a lake. A woman bends over me,
Searching my reaches for what she really is.
Then she turns to those liars, the candles or
the moon.
I see her back, and reflect it faithfully.
She rewards me with tears and an agitation of
hands.
I am important to her. She comes and goes.
Each morning it is her face that replaces the
darkness.
In me she has drowned a young girl, and in
me an old woman
Rises toward her day after day, like a terrible
fish.

برگردان شعری از سیلویا پلات

مهتاب کرانشه
سیلویا پلات

آینه

نقره ای وکامل ام . بدون پیش داوری
هرچه ببینی فوری فرومی بلعم
بدون غباری از عشق و نفرت٬همانگونه که هست
ستمگرنیستم . فقط راست می گویم
همچون چشم خدایی کوچک با چهار گوشه
مدت های طولانی به روی دیوار صورتی روبرو عمیق
می شوم
وچشم می دوزم  برای زمانی دراز
خیال می کنم تکه ای از قلب من است که سوسو می زند
چهره ها و تاریکی  پی درپی فاصله می اندازند بین ما
اکنون من یک دریاچه ام . زنی به رویم خم می شود
وحقیقت بودنش را از تمامیت ام می طلبد
پس متمال به سوی دروغ گویان می شود - شمع ها و یا
ماه
گذشته اش را می بینم وصادقانه نشان می دهم
پاداش او برایم اشک ها وپریشانی دست هایش است
من برایش اهمیت دارم .می آید و می رود
هر صبح گاه این چهره ی اوست که به جای تاریکی می
نشیند
در من دختری غرق شده است وپیرزن درونم
هرروز چون ماهی ای ترسناک
خیز برمی دارد به سوی اش
بیرون تر ازخودم

این همه نقطه چین شدم
بگوکجا تورا پیچیده ام درخودم
.
.
.
این روزها
که هی کم می شوم
کم می آورم
کس دیگری می شوم
بیرون تراز پوست ام
این هوا در گلویم می شکند
و این جاری که شاید
آرام شود / رام  شود
بیرون بریزد
جای درز دیوار
غم هایی که سرمی زنند
و لای این زخم ها
خودم را از سرم باز می کنم
تا هی نفس بشکند
و بیرون نیاید
ازاینکه درآینه صورتم را بچرخم
سخت تر
و کس دیگری شوم
بیرون ترازخودم
تنها تر از تو
...
شعری تازه